🧘ذهن آگاهی در مکان های عمومی / بخش ۲

این مدیتیشن برای وقتیه که نشسته‌اید، چشمانتون بازه و در مکان عمومی هستید.

بفرمایید، یک جای عمومی انتخاب کنید که خودتون دوست دارید. بهتره احتمال دیده شدنتون کم باشه و سر و صدای زیادی نباشه. می‌تونه یک کافه خلوت یا پارک باشه. مهمه که احساس راحتی کنید و کسی شما رو نشناسه یا آشنا به نظر نرسیده باشه.

یک صندلی راحت انتخاب کنید و اگه دلتون می‌خواد چیزی بخورید یا بنوشید، اون کارو انجام بدید. مدیتیشن رو می‌تونید تا زمانی که نیاز دارید متوقف کنید و بعدا ادامه بدید.

یک نفس عمیق بکشید و بدنتونو رها کنید.

در این مدیتیشن، چشمانتون بازه.

سرتون رو به پایین بیاورید و با زاویه‌ای تقریبا ۴۵ درجه نسبت به فضای اطرافتون قرار بگیرید. پیشونیتون، چشمانتون و عضلات صورتتون رو رها کنید و بدون اینکه چشمانتون رو تغییر بدید، به اطرافتون توجه کنید.

یک بار به تمام بدنتون نگاه کنید و سعی کنید به وضعیت بدنتون آگاه بشید.

اگه کسی ازتون سوالی پرسید، با لبخند، با چهره‌ای باز و با لحنی آرام و با وقار جواب بدید و بعد از اتمام جواب، به ادامه مدیتیشن برگردید. توجه کنید که در حین صحبت کردن هم ذهن آگاهیتون رو حفظ کنید.

توجهتونو به فشاری که از صندلی و زمین به بدنتون وارد میشه بیاورید.

سعی کنید در طول این مدیتیشن بی حرکت باشید. درد، خارش، گزگزی و بی‌قراری همیشه ظاهر میشن و ما قراره مشاهدشون کنیم.

توجهتونو به نفس‌هاتون بیاورید. اجازه بدید نفس‌هاتون سطحی و نرم باشن به شکلی که کاملا احساسشون کنید ولی صداشون شنیده نشه.

توجهتونو به فضایی که مقابلتونه بیاورید. هر چیزی که در اون فضا می‌بینید ترکیبی از نور و رنگه که در دیدگان آگاهی‌تون ظاهر میشه. به این توجه کنید که فقط و فقط شما می‌تونید همین الان چنین چیزی رو مشاهده کنید. هر کس دیگه‌ای که در نزدیکی شماست، فضای متفاوتی رو تجربه می‌کنه. این تصویر برای شما یکتاست.

توجهتونو به وضعیت شنیداری آگاهی‌تون بیاورید. به تمام صداهای محیط اطرافتون توجه کنید. صدای حرف‌زدن دیگران، صدای خنده یا فریاد، صدای خودروها در خیابان، صداهای مزاحم که از برخورد اشیا به هم ساخته میشن یا صدای آواز پرنده‌ها و زمزمه‌ی باد.

به صداها گوش بدید ولی قضاوتشون نکنید. نیازی نیست بهشون فکر کنید یا تصویرسازی کنید. فقط اجازه بدید ظاهر بشن.

هر فکری که وارد ذهنتون شد، فقط مشاهدش کنید. قضاوتش نکنید. افکار هم مثل صداها، نور و رنگ در فضای آگاهی ما ظاهر میشن و برای

مدتی توجه مارو به خودشون معطوف می‌کنن. فقط بهشون آگاه باشید، حتی اگه ناخودآگاه کمی با افکارتون سرگرم شدید اشکالی نداره، خودتونو سرزنش نکنید، چون اون هم یک قسمت دیگه‌ای از تجربه‌تونه.

از اینکه جایی نشستید و به یک نقطه نگاه می‌کنید، چه احساسی دارید؟ آیا خودتونو از نگاه دیگران قضاوت می‌کنید؟ آیا مهمه که دیگرانی که شمارو نمی‌شناسن چی راجبتون فکر می‌کنن؟ هر قضاوتی هم یک فکر دیگه‌ایه که در فضای آگاهی‌تون ظاهر میشه. این که چقدر واقعیه یا نه ارتباطی به ما نداره. شما فضایی هستید که به هرچیزی که درونش ظاهر میشه جواب مثبت می‌ده. باهاش مبارزه نمی‌کنه و جلوشو نمی‌گیره. اجازه بدید ظاهر بشن و خودشون راهشونو بگیرن و برن. شما فقط مجددا و مجددا توجهتونو به نفس‌هاتون و فضای مقابل بیاورید.

هرچیزی که درون آگاهی شما ظاهر میشه، توسط حواس شما در حال تجربه شدنه. اگر قبلاً رخ داده، ذهنتون ازش داستانی نسازه و به خوردتون نده. اگر هنوز اتفاق نیفتاده، هم یک داستان تخیلی به کمک مدارک دمدست تحویلتون می‌ده که قطعاً هیچ شباهتی به واقعیت آینده نداره. ولی شما الان تجربش می‌کنید. صداهایی رو توی گوشتون می‌شنوید. تصاویری رو می‌بینید و حتی بوهایی رو احساس می‌کنید که وجود ندارند و همینها احساسات شما رو تحت تاثیر قرار می‌دهند.

آیا از نشستن خسته شدید؟ درد و بی حرکتی باعث خواب آلوده شدن پاهاتون شده؟ به این احساس خوب توجه کنید. چه فرقی بین احساس کلافگیتون، درد، افکار و صداهای مزاحم وجود داره؟ وقتی با صداهای مزاحم و کلافگی حاصل از نشستن بودن می‌کنید، کم‌رنگ‌تر و کم‌رنگ‌تر می‌شن تا جایی که دیگه حتی براتون آزاردهنده نیستن. پس به نشستن ادامه بدید و سعی کنید توجهتون به نفس‌هاتون باشه.

در دقایق پایانی ازتون می‌خوام یکبار دیگه به هرچیزی که درون آگاهی شما ظاهر میشه توجه کنید. هرچیزی از گذشته، حال و آینده. سعی کنید تفکیکشون کنید و فقط چیزهایی رو نگه دارید که همین الان در همین لحظه وجود دارند.

از اینکه با شکیبایی با من همراه هستید، سپاسگزارم.