🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش اول: ساحل آرامش

این مدیتیشن برای حالت خوابیده طراحی شده؛ بنابراین، لطفاً یک مکان ساکت و آرام و بدون مزاحمت پیدا کنید و دراز بکشید.

دست‌هاتون در کنار بدن، کف دست‌ها رو به بالا و ریلکس.

پاها کمی از هم باز می‌شوند و آرام روی زمین قرار می‌گیرند؛ اگر گرفتگی در پاهای شما هست، آن را رها کنید.

صورت خود را ریلکس کنید.

عضلات پیشانی را صاف و ریلکس نمایید.

زبان را از سقف دهان جدا کنید و اجازه دهید فک شما آرام شود.

یک نفس عمیق بکشید و در موقع بازدم همه‌چیز را رها کنید.

اجازه بدهید بدن شما آرام شود.

یک نفس عمیق دیگر بکشید و سه شماره آن را حبس کنید؛ یک، دو، سه و بازدم!

هر باری که نفس عمیق می‌کشید، بدنتان ریلکس و ریلکستر می‌شود.

یک نفس عمیق دیگر؛ یک، دو، سه.

هر موقع آماده بودید چشمان خود را ببندید.

توجه خود را معطوف به پاهایتان کنید.

اجازه دهید پاهای شما آرام و ریلکس باشند.

کم‌کم توجه خود را به سمت بالا ببرید و شکم و سینه خود را آرام کنید.

دست‌های خود را ریلکس کنید.

گردن و سر شانه، آرام و بدون گرفتگی.

سر، پیشانی و چشم‌هاتون، همه ریلکس و آرام هستند.

هیچ جایی برای رفتن نیست، هیچ کاری برای انجام دادن ندارید؛ توجهتون به لحظه، بدنتون و صدای من باشد.

خود را کنار یک ساحل مرجانی تصور کنید.

روی شن‌های ساحل، کنار دریا دراز کشیده‌اید و موج‌های آرام دریا، پای شما را لمس می‌کنند.

شن‌های سفید رنگ این ساحل، کمی نمناک و گرم هستند و بدن شما احساسی خوبی دارد.

اطراف شما را درخت‌های زیبای نخل پوشانده‌اند و آسمان بالای سر شما، آبی است. چند تکه ابر سفید در آسمان دیده می‌شود.

شما در یک جزیره هستید.

این جزیره متعلق به شماست و در آن احساس امنیت می‌کنید.

اجازه بدهید بدن شما روی این شن‌های گرم و نمناک، آرام و آرام‌تر شود.

موج‌های کف‌آلود دریا، پاهای شما را گرم می‌کند؛

آب دریا آرام و آرام، بالا می‌آید و کل پاها، شکم، سینه و دست‌های شما را می‌گیرد.

موهای شما را لمس می‌کند و شما آرام و آرام‌تر می‌شوید.

کم‌کم احساس بی‌وزنی می‌کنید، بدنتان گرم و سنگین شده... می‌توانید یک لذت ناب را تجربه کنید.

خودتان را رها کنید و اجازه بدهید آب دریا بدن شما را آرام کند.

هیچ‌جایی برای رفتن ندارید، هیچ عجله‌ای نیست و هیچ کاری برای انجام دادن وجود ندارد... تنها چیزی که مهم است، همین لحظه است.

یک نفس عمیق... هوای تازه را وارد شش‌های خود کنید، چند ثانیه نگهش دارید و اجازه دهید این هوای تازه، در شش‌های شما بماند و آرام رهایش کنید.

با یک نفس عمیق دیگر... آرام چشمان خود را باز کنید.

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش دوم: التیام درد

ناملایمات زندگی امروز، شهرنشینی و استرس، خود را به شکل وسواس‌های فکری و دردهای فیزیکی به ما نشان می‌دهند.

این دردها، اگر بهشون رسیدگی نشه، می‌تونند در تمام مراحل زندگیمون اثر بگذارند.

مدیتیشن، با افزایش هارمونی جسم و ذهن، در بخش نیمه‌هوشیار، روش بسیار موثری است برای التیام دردهای ما.

اگر تجربه‌ای در مدیتیشن ندارید و حین تمرین تمرکزتونو از دست می‌دید، این کاملاً طبیعی است... با تمرین بیشتر و تکرار، توانایی ذهن شما افزایش پیدا می‌کند.

لطفاً یک مکان ساکت و آروم، بدون مزاحمت پیدا کنید.

اگر حالت نشسته رو ترجیح می‌دید مطمئن باشید کمرتون در حالت راحتی قرار گرفته و فشاری روش نیست،

شونه‌هارو عقب بدید، گردن رو صاف کنید و دست‌هارو آروم روی پاهاتون قرار بدید.

اگه حالت خوابیده رو ترجیح می‌دید مطمئن بشید فشاری روی کمر و گردنتون نیست و اگر نیاز هست یک بالش زیر زانوتون بذارید.

هر موقع آماده بودید چشماتونو ببندید.

چند نفس عمیق بکشید و بدنتونو آروم کنید.

تنفس عمیق بعدی رو باهم انجام می‌دیم با ۴ شماره نفس عمیق و ۳ شماره حبس و ۴ شماره آروم بازدم انجام بدید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

یکبار دیگه مجدد تکرار کنید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

اجازه بدید تنفستون به ریتم طبیعی خودش برگرده.

به تنفس و بالا و پایین رفتن سینه و شکمتون توجه کنید.

به هوای سردی که وارد بینی می‌شه،

بعد وارد شش‌هاتون می‌شه،

گرم می‌شه و از بینیتون خارج می‌شه.

اگه گرفتگی تو عضلات بدنتون احساس می‌کنید اونو رها کنید.

پاهاتونو آروم کنید.

دست‌هاتون کنار بدنتون بگذارید، کف دست‌ها به سمت بالا و کاملاً ریلکس باشن.

پیشانیتونو صاف کنید و تمام اجزای صورتتونو آروم کنید.

دندوناتونو به هم فشار ندید.

زبان رو از سقف دهان جدا کنید تا فکتون آزاد باشه.

گردن و سرشونه آروم و بدون گرفتگی باشه.

الان هیچ گرفتگی تو عضلات بدن شما نیست.

کل بدنتون تو حالت آروم و ریلکس قرار داره.

خود را در یک جنگل سرسبز تصور کنید.

شما در این جنگل تنها هستید اما کاملاً احساس امنیت می‌کنید.

جنگل پوشیده از درختان سر به فلک کشیده است.

صدای پرندگانی که از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌پرند را می‌شنوید.

بوی درختان جنگلی و کمی نم، فضا را پر کرده است.

شروع به قدم زدن می‌کنید، آرام روی برگ‌های نمناکی که سطح زمین را پوشانده‌اند، پا می‌گذارید... قدم زدن در این جنگل، احساس نوبی به شما می‌دهد.

یک نفس عمیق بکشید و اجازه دهید هوای تازه وارد

شش‌های شما شود!

همین‌طور که قدم می‌زنید و به صدای قدم زدن گوش می‌دهید، روبروی خود یک پل می‌بینید.

یک پل چوبی که شما را به آن سمت جنگل می‌برد.

از روی پل رد شوید و به سمت دیگر جنگل بروید.

گذر از روی این پل چوبی، شمارو آروم و آروم‌تر می‌کنه.

وقتی به آن طرف پل رسیدید، بدنتان سبک و ریلکس شده.

از کمی جلوتر، صدای آبشار به گوش می‌رسد... به طرف آبشار حرکت می‌کنید.

وقتی آرام‌آرام دارید به سمت آبشار می‌روید، نسیم خنکی که می‌وزد، دانه‌های کوچک آب را روی صورت و بدن شما پخش می‌کند.

احساس خوبی به شما دست می‌دهد.

احساس خنکی و آرامش.

یک نفس عمیق دیگر بکشید.

هوای تازه آبشار را تنفس کنید.

شما جلوی آبشار ایستاده‌اید... آبشار زیبا با آب زلال و درخشان.

این آبشار، تسکین‌دهنده دردهای شماست.

جلوی آبشار پلکانی وجود دارد که به سمت برکه پایین آبشار می‌رود.

آرام از این پلکان پایین بروید.

هیچ عجله‌ای نیست.

هر زمان آماده بودید، وارد آب درخشان و التیام‌بخش این برکه شوید.

آب برکه، گرم و زلال است.

احساس خوبی در بدنتان دارد... احساس سبکی، گرما و التیام.

توجه خود را معطوف بخش‌هایی از بدنتان کنید که درد و گرفتگی دارید.

اجازه دهید آب برکه، دردهای شما را تسکین دهد.

بدنتان آرام و آرام‌تر می‌شود، گرما، بی‌وزنی، آرامش...

هر دردی، یک نشانه‌است برای نیاز به التیام... آب آبشار، التیام‌بخش دردهای شماست؛ فقط کافیست بهش اجازه دهید و خودتون را در آب برکه رها کنید... رها.

آبشار و برکه متعلق به شما هستند.

هروقت نیاز به التیام دردها داشتید می‌توانید بازگردید و به آبشار خود سری بزنید.

هر زمان آماده بودید، از برکه خارج شوید، از پلکان بالا بروید و به سمت پل چوبی حرکت کنید.

خیلی آرام و با طمانینه از پل عبور کنید و وارد جنگل شوید.

یک نفس عمیق دیگر بکشید و هر موقع آماده بودید، چشمانتان را باز کنید.

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش سوم: مدیریت خشم

خشم، یک احساس طبیعی و ناگزیر است مانند بسیاری دیگر از احساسات ما که هدفشان حفظ بقا در مقابله با تهدیدها است.

اما بسیاری از مسائل روزمره تهدیدهای واقعی نیستند و فقط احساسی مشابه ورود به قلمرو در ما ایجاد کرده و ما را عصبی می‌کنند.

مدیریت خشم به معنی جلوگیری از عصبانی شدن نیست بلکه نحوه رویارویی با احساسی است که در زمان عصبانیت رخ می‌دهد.

ذهن ما این قدرت را دارد که تصمیم بگیرد که با احساسی که داریم، چطور مواجه شویم.

مدیتیشن، یک راه امن، بدون عارضه و لذت‌بخش است که می‌تواند به افزایش قدرت ذهن در مواجهه با خشم بسیار کمک کند.

لطفاً یک مکان ساکت و آروم، بدون مزاحمت پیدا کنید.

اگر حالت نشسته رو ترجیح می‌دید مطمئن باشید کمرتون در حالت راحتی قرار گرفته و فشاری روش نیست،

شونه‌هارو عقب بدید، گردن رو صاف کنید و دست‌هارو آروم روی پاهاتون قرار بدید.

اگه حالت خوابیده رو ترجیح می‌دید مطمئن بشید فشاری روی کمر و گردنتون نیست و اگر نیاز هست یک بالش زیر زانوتون بذارید.

هر موقع آماده بودید چشماتونو ببندید.

چند نفس عمیق بکشید و بدنتونو آروم کنید.

تنفس عمیق بعدی رو باهم انجام می‌دیم با ۴ شماره نفس عمیق و ۳ شماره حبس و ۴ شماره آروم بازدم انجام بدید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

یکبار دیگه مجدد تکرار کنید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

اجازه بدید تنفستون به ریتم طبیعی خودش برگرده.

به تنفس و بالا و پایین رفتن سینه و شکمتون توجه کنید.

به هوای سردی که وارد بینی می‌شه،

بعد وارد شش‌هاتون می‌شه،

گرم می‌شه و از بینیتون خارج می‌شه.

اگه گرفتگی تو عضلات بدنتون احساس می‌کنید اونو رها کنید.

پاهاتونو آروم کنید.

دست‌هاتون کنار بدنتون بگذارید، کف دست‌ها به سمت بالا و کاملاً ریلکس باشن.

پیشانیتونو صاف کنید و تمام اجزای صورتتونو آروم کنید.

دندوناتونو به هم فشار ندید.

زبان رو از سقف دهان جدا کنید تا فکتون آزاد باشه.

گردن و سرشونه آروم و بدون گرفتگی باشه.

الان هیچ گرفتگی تو عضلات بدن شما نیست.

کل بدنتون تو حالت آروم و ریلکس قرار داره.

به بعد فیزیکی حس عصبانیت خودتون توجه کنید.

خشم را در بدنتان تصور کنید و برایش یک شکل انتخاب کنید.

بهش رنگ بدهید و اون را احساس کنید.

از این به بعد هر بار که عصبی شدید، به همین شکل در ذهنتان تصورش کنید.

بیایید این تنش‌ها را آهسته آهسته با تنفس عمیق از روی بدنتان برداریم.

یک نفس عمیق بکشید... شش‌ها را پر کنید و اون را خیلی آروم رها کنید.

تنفس بعدی با ۴ شماره نفس عمیق، سه شماره حبس و ۴ شماره بازدم انجام دهید.

یک نفس عمیق بکشید یک دو سه چهار.

نگهش دارید یک دو سه.

و بازدم یک دو سه چهار.

مجدد تکرار کنید.

یک نفس عمیق بکشید یک دو سه چهار.

اون را نگهش دارید یک دو سه.

و رها یک دو سه چهار.

یک بار دیگر شش‌ها را پر کنید یک دو سه چهار.

نفستان را نگه دارید یک دو سه.

و بازدم یک دو سه و چهار.

اجازه دهید نفس‌های شما به ریتم طبیعی خودش برگردد.

نفس‌های عمیق، پالس‌هایی را به مغز شما می‌رساند که به سرعت آرامتان می‌کند.

الان می‌توانید اولین آثار آرامش را با رها شدن عضلات احساس کنید.

بدن شما ریلکس و ریلکستر می‌شود.

توجهتان را روی ریتم طبیعی نفس‌هایتان معطوف کنید.

اگر حین مدیتیشن، حواستان پرت شد یا حتی خوابتان برد، کاملاً طبیعی است؛ با تمرین و تکرار، قدرت ذهن شما برای انجام مدیتیشن، بیشتر و بیشتر می‌شود.

بهترین زمان برای انجام مدیتیشن، زمانی است که نه خیلی خواب‌آلود نه خیلی سرحال هستید.

هر زمان آماده بودید، آروم چشمان خود را ببندید.

خود را در یک جنگل زیبا در پاییز تصور کنید.

برگ‌های رنگارنگ زمین را پوشانده‌اند و نسیم ملایمی که می‌وزد، درختان هزار رنگ را نوازش می‌دهد.

شما آهسته در حال قدم زدن زیر نور گرم و لذت‌بخش خورشید هستید.

صدای خش‌خش برگ‌ها را زیر پای خود حس می‌کنید.

نور خورشید از لابه‌لای برگ‌های درختان بلند، روی صورت شما می‌خورد و شما به دنبال صدای آب، به مسیرتان ادامه می‌دهید.

صدای پرندگان و آوازشان، کم‌کم بلند و بلندتر می‌شود.

وارد محوطه‌ای می‌شوید که درختان کمتری دارد، مثل یک میدان بزرگ وسط جنگل و شما چشمه رو پیدا می‌کنید.

آب چشمه مثل آینه زلال و تمیز است و آرام در جریان است.

آب انقدر زلال است که انعکاس خودتان را به وضوح در اون می‌بینید.

در کنار چشمه یک سبد می‌بینید.

خشم مجدد در بدنتان تصور کنید.

حالا اون را با هر شکل و رنگی که دارد، داخل سبد گذاشته و به آب بسپارید.

سبد آروم آروم دور و دورتر می‌شود تا از دید شما ناپدید شود.

حالا مچ پاهای خود را در خنکای بی‌نظیر آب فرو می‌برید، ته‌مانده‌ی اون احساس عصبانیت که در وجودتون در جریان بود و گزگز می‌کرد، با تماس آب، فروکش کرده و محو می‌شود.

حالا، دارید می‌بینید که نور خورشید، از بین برگ‌ها و شاخه‌ها قوی‌تر می‌تابد... قطره‌های آب زیر انعکاس نور طلایی‌تر می‌شوند... و نور تمام وجودتان را دربرگرفته.

تک‌تک سلول‌های شما در حال تجربه عجیب آرامش عمیقی هستند.

احساس می‌کنید آدم متفاوتی شدید.

حالا وقتشه خودتون رو ببخش

احساس پشیمانی را از خودتون دور کنید و بابت آرامش عمیقی که دارید، از خودتان قدردانی کنید.

هیچ دوست ندارید این آرامش رو ترک کنید ولی به یاد می‌آورید که این مکان، خارج از زمان و محدودیته و هر زمان بخواید می‌توانید به اینجا بازگردید.

عضلاتتون انقدر آرام و رها هستند که مطمئنید این آرامش را هیچ‌چیز نمی‌تواند بهم بزند.

حالا، کم‌کم آماده شوید تا چشمان خود را با شمارش من باز کنید.

یک

دو

سه

چهار

و پنج.

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش چهارم: تقویت سیستم ایمنی

ترس یک واکنش طبیعی است که در همه موجودات زنده وجود دارد و آن‌ها را از خطرات مختلف دور نگه می‌دارد.

درست است که احساس ناامنی از وضعیت اقتصادی و تحریم‌های مختلف، در کنار دغدغه‌ی سلامتی با همه‌گیری ویروس، بیشتر و بیشتر به ما غلبه می‌کند و ما را دچار اضطراب و استرس می‌کند... اما اگر واقع‌بین باشیم، همه موجودات در این دنیا، در ناامنی و فضای ابهام زندگی می‌کنند.

هیچ موجود زنده‌ای از لحظه‌ی بعدش اطلاعی ندارد بنابراین، بهتر است سعی کنیم لحظه حال، یعنی همین لحظه‌ای که در آن هستیم را دریابیم.

بنابراین، دعوتتان می‌کنیم تا با این مدیتیشن که مثل یک سپر دفاعی عمل می‌کند، همراه شوید تا احساس امنیت و سلامت هر روز به ذهنتان راه پیدا کند.

لطفاً یک مکان ساکت و آروم، بدون مزاحمت پیدا کنید.

اگر حالت نشسته رو ترجیح می‌دید مطمئن باشید کمرتون در حالت راحتی قرار گرفته و فشاری روش نیست،

شونه‌هارو عقب بدید، گردن رو صاف کنید و دست‌هارو آروم روی پاهاتون قرار بدید.

اگه حالت خوابیده رو ترجیح می‌دید مطمئن بشید فشاری روی کمر و گردنتون نیست و اگر نیاز هست یک بالش زیر زانوتون بذارید.

هر موقع آماده بودید چشماتونو ببندید.

چند نفس عمیق بکشید و بدنتونو آروم کنید.

تنفس عمیق بعدی رو باهم انجام می‌دیم با ۴ شماره نفس عمیق و ۳ شماره حبس و ۴ شماره آروم بازدم انجام بدید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

یکبار دیگه مجدد تکرار کنید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

اجازه بدید تنفستون به ریتم طبیعی خودش برگرده.

به تنفس و بالا و پایین رفتن سینه و شکمتون توجه کنید.

به هوای سردی که وارد بینی می‌شه،

بعد وارد شش‌هاتون می‌شه،

گرم می‌شه و از بینیتون خارج می‌شه.

اگه گرفتگی تو عضلات بدنتون احساس می‌کنید اونو رها کنید.

پاهاتونو آروم کنید.

دست‌هاتون کنار بدنتون بگذارید، کف دست‌ها به سمت بالا و کاملاً ریلکس باشن.

پیشانیتونو صاف کنید و تمام اجزای صورتتونو آروم کنید.

دندوناتونو به هم فشار ندید.

زبان رو از سقف دهان جدا کنید تا فکتون آزاد باشه.

گردن و سرشونه آروم و بدون گرفتگی باشه.

الان هیچ گرفتگی تو عضلات بدن شما نیست.

کل بدنتون تو حالت آروم و ریلکس قرار داره.

تصور کنید آروم آروم، غرق در نور زیبایی می‌شوید.

این نور در اطراف بدن شماست و هر لحظه قوی‌تر و قوی‌تر می‌شود.

هیچ بیماری، ناراحتی یا ذره‌ای آلودگی، توان عبور از این سپر دفاعی بی‌همتا را ندارد.

نور را دور

 خود، در محیط اطراف، در هر قسمت از طبیعت و در هر موجود زنده‌ای اطرافتان احساس کنید.

شما عضوی از یک سیستم بی‌نقص هستید.

تمام این نورها را باهم جمع کنید؛ به سمت خودتان بکشید و اجازه دهید این سپر دفاعی، قوی‌تر و قوی‌تر شود.

به خورشید درخشان و تمام انرژی بی‌دریغش فکر کنید.

اجازه دهید نوری که جسم شما را گرفته، به منبع نور خورشید وصل شود تا هیچ زمان، کمرنگ نشود.

نور را در بالای سرتان، روشن‌تر و بیشتر تصور کنید.

اجازه دهید تا نور از بالای سرتان آروم و آروم وارد بدنتان شود... از پیشانی شما، وارد صورت و گردن شود؛ آروم به سمت شانه‌هایتان حرکت کند... تمام راه را به سمت بازوها، انگشت‌ها و کف دستانتان برود و بعد سینه و شکم شما را فراگیرد.

نور کم‌کم وارد پاهایتان می‌شود و پاهای شما را گرم و سنگین می‌کند.

نور را در سراسر بدنتان حرکت دهید و از احساسی که این موج در بدنتان ایجاد می‌کند، لذت ببرید.

اجازه دهید این نور شفابخش، بتواند به تمام اجزای بدنتان که به آن نیاز دارند، به طور کامل برسد و روی آن را بپوشاند؛

تمام حفره‌ها و تاریکی‌های بدنتان و وجودتان را پر کند.

با این احساس سلامتی عمیق، آرامش‌بخش و صلح‌آمیز، وجودتان را پر کنید.

شما قدرت کنترل این سپر دفاعی را در برابر بیماری و ناراحتی دارید؛ نگران نباشید... تا زمانی که شما دستور ندهید، وجودتان را ترک نمی‌کند...

حالا... کم‌کم می‌توانید چشمانتان را باز کنید و با خیال راحت به زندگی عادی بازگردید.

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش پنجم: شنیدن ندای درونی

گاهی باید تمام وجودمون رو دعوت کنیم به سکوت. فارغ از تمام حرف‌های روزمره...، سکوت، بهترین پناهگاه روزهای پر از خستگی و استرس و ناامیدی است.

ذهن با آرامش سکوت، تمام خستگی‌ها و دغدغه‌ها رو فراموش می‌کنه و به نقطه امن تعادل برمی‌گرده.

در سکوت، می‌شه ندای درونی رو شنید و در ارتباط با طبیعت، می‌شه خود واقعی رو پیدا کرد.

کویر، جایی که طبیعت و سکوت به هم گره می‌خورند.

لطفاً یک مکان ساکت و آروم، بدون مزاحمت پیدا کنید.

اگر حالت نشسته رو ترجیح می‌دید مطمئن باشید کمرتون در حالت راحتی قرار گرفته و فشاری روش نیست،

شونه‌هارو عقب بدید، گردن رو صاف کنید و دست‌هارو آروم روی پاهاتون قرار بدید.

اگه حالت خوابیده رو ترجیح می‌دید مطمئن بشید فشاری روی کمر و گردنتون نیست و اگر نیاز هست یک بالش زیر زانوتون بذارید.

هر موقع آماده بودید چشماتونو ببندید.

چند نفس عمیق بکشید و بدنتونو آروم کنید.

تنفس عمیق بعدی رو باهم انجام می‌دیم با ۴ شماره نفس عمیق و ۳ شماره حبس و ۴ شماره آروم بازدم انجام بدید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

یکبار دیگه مجدد تکرار کنید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

اجازه بدید تنفستون به ریتم طبیعی خودش برگرده.

به تنفس و بالا و پایین رفتن سینه و شکمتون توجه کنید.

به هوای سردی که وارد بینی می‌شه،

بعد وارد شش‌هاتون می‌شه،

گرم می‌شه و از بینیتون خارج می‌شه.

اگه گرفتگی تو عضلات بدنتون احساس می‌کنید اونو رها کنید.

پاهاتونو آروم کنید.

دست‌هاتون کنار بدنتون بگذارید، کف دست‌ها به سمت بالا و کاملاً ریلکس باشن.

پیشانیتونو صاف کنید و تمام اجزای صورتتونو آروم کنید.

دندوناتونو به هم فشار ندید.

زبان رو از سقف دهان جدا کنید تا فکتون آزاد باشه.

گردن و سرشونه آروم و بدون گرفتگی باشه.

الان هیچ گرفتگی تو عضلات بدن شما نیست.

کل بدنتون تو حالت آروم و ریلکس قرار داره.

اجازه بدید تمام افکار منفی و استرس، همراه این تنفس از بدن شما خارج بشه، هیچ چیزی برای فکر کردن و هیچ جایی برای رفتن ندارید... فقط سکوت و همین لحظه حال.

خودتون رو تو یک کویر بزرگ تصور کنید، این کویر، پوشیده از تپه‌های شنی عظیمه و تا چشم کار می‌کنه، شن‌های طلایی رنگ به چشم می‌خوره... شما تو یک این کویر تنها هستید ولی کاملاً احساس امنیت می‌کنید...

هیچ چیزی برای ترس و نگرانی وجود نداره.

این کویر متعلق به شماست.

شن‌های کویر، گرم و خشک‌اند.

وقتی پاهایتان را در این کویر می‌گذارید، کمی ف

رو می‌رود و این احساس خوبی به شما می‌ده.

شما در حال راه رفتن روی این تپه‌های شنی هستید و جای پاهایتان، پشت سرتان، به جا می‌ماند.

خورشید قرمز رنگ، آروم آروم پشت تپه‌های شنی، پنهان می‌شود و هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌ذاره.

شما روی شن‌های کویر، دراز می‌کشید.

دست‌هایتان را آروم روی آن‌ها فرو می‌برید... احساس می‌کنید دست‌هایتان گرم شده و احساس خوبی بهتون می‌ده.

گاه گاه صدای باد مثل موسیقی تو گوشتون می‌پیچه و دوباره آروم می‌شه و دوباره آروم می‌شه.

سکوت و تنهایی تو کویر اجازه می‌ده، شما به ندای درونیتون گوش کنید، هوا دیگه تاریک شده و ستاره‌ها کم‌کم دارن پرنور و پرنورتر می‌شن.

شما رو به آسمان دراز کشیدید و ستاره‌ها رو تماشا می‌کنید.

سکوت بیشتر و بیشتر می‌شه و می‌تونید آروم به صدای جسم و ذهنتون گوش بدید.

با تاریک‌تر شدن هوا، متوجه می‌شید که از هر ستاره، یک نخ به بدن شما وصل شده.

این نخ‌ها نورانی هستند و نور ستاره‌ها رو به بدن شما می‌رسونند.

تمرکزتان را بیاورید روی دست‌هایتان... نخ‌های زیادی رو می‌بینید که از دست‌هاتون به آسمان رفته و به ستاره‌های بالای سرتون متصل شده.

به پاهاتون توجه کنید.

نخ‌های زیادی به ستاره‌ها متصل شدند و هر لحظه پاهایتان را گرم و سنگین می‌کنند... شما یک ارتباط بسیار قوی با کل جهان هستی برقرار کردید... اجازه بدید سکوت و این ارتباط قوی، ندای درونیتون رو به جریان بندازه؛ نگذارید هیچ فکری شما رو از ندای درونیتون دور کنه.

هیچ فکری اجازه راهیابی به ذهن شما رو نداره؛ پس در سکوت کامل، ندای درونیتون رو پیدا کنید و به اون گوش بدید!

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش ششم: افزایش اعتماد به نفس

دوران کودکی ریشه و بنای تصویری است که از خودمان داریم و اعتماد به نفس، مثل نهال نحیفی می‌ماند که در کودکی، در خاک ذهن نشسته و در مسیر زندگی رشد کرده است؛ زیبا و پربار شده یا خشک و پوسیده شده.

پشت انسان، به این درخت گرم است؛ هر چقدر در این مسیر، از ارزش‌های وجودی خود آگاه‌تر باشند، درخت پربارتره و هر چقدر از رسیدگی به این درخت غافل باشند، راه برای ورود علف‌های هرز بازتر است.

تنها با آگاهی می‌توانیم جلوی رشد علف‌های هرز را بگیریم.

هر تمرینی برای افزایش اعتماد به نفس مثل آبیاری یا هرس به‌موقع برای این درخت است.

لطفاً با ما همراه باشید تا با تصویرسازی و ریشه‌یابی‌های ذهنی، قدرت دوباره‌ای به این درخت بدهیم.

لطفاً یک مکان ساکت و آروم، بدون مزاحمت پیدا کنید.

اگر حالت نشسته رو ترجیح می‌دید مطمئن باشید کمرتون در حالت راحتی قرار گرفته و فشاری روش نیست،

شونه‌هارو عقب بدید، گردن رو صاف کنید و دست‌هارو آروم روی پاهاتون قرار بدید.

اگه حالت خوابیده رو ترجیح می‌دید مطمئن بشید فشاری روی کمر و گردنتون نیست و اگر نیاز هست یک بالش زیر زانوتون بذارید.

هر موقع آماده بودید چشماتونو ببندید.

چند نفس عمیق بکشید و بدنتونو آروم کنید.

تنفس عمیق بعدی رو باهم انجام می‌دیم با ۴ شماره نفس عمیق و ۳ شماره حبس و ۴ شماره آروم بازدم انجام بدید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

یکبار دیگه مجدد تکرار کنید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

اجازه بدید تنفستون به ریتم طبیعی خودش برگرده.

به تنفس و بالا و پایین رفتن سینه و شکمتون توجه کنید.

به هوای سردی که وارد بینی می‌شه،

بعد وارد شش‌هاتون می‌شه،

گرم می‌شه و از بینیتون خارج می‌شه.

اگه گرفتگی تو عضلات بدنتون احساس می‌کنید اونو رها کنید.

پاهاتونو آروم کنید.

دست‌هاتون کنار بدنتون بگذارید، کف دست‌ها به سمت بالا و کاملاً ریلکس باشن.

پیشانیتونو صاف کنید و تمام اجزای صورتتونو آروم کنید.

دندوناتونو به هم فشار ندید.

زبان رو از سقف دهان جدا کنید تا فکتون آزاد باشه.

گردن و سرشونه آروم و بدون گرفتگی باشه.

الان هیچ گرفتگی تو عضلات بدن شما نیست.

کل بدنتون تو حالت آروم و ریلکس قرار داره.

خود را در یک جاده طولانی تصور کنید.

شما در این جاده تنها هستید و در انتهای این جاده یک در مشاهده می‌کنید. عجله‌ای نکنید برای رسیدن به این در. اجازه دهید آروم آروم به سمت این در حرکت کنید. هرچقدر که به این در نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوید، بدنتان ریلکس‌تر می‌شود. اجازه

 ندهید ذهنتان، شما را به در برساند. فاصله خود را با در حفظ کنید. آروم آروم به سمت در حرکت کنید. به در نزدیک شدید، چند قدم دیگر بردارید و جلوی در بایستید.

یک نفس عمیق بکشید، به خودتان جرأت بدهید و در را باز کنید.

یک باغ بسیار زیبا جلوی روی خود می‌بینید؛ باغ پر از درختان و گل‌های زیباست... کف باغ از چمن‌های سبز فرش شده است و صدای پرندگان و جوی آبی که جریان دارد به گوش می‌رسد.

وارد باغ شوید. شما در این باغ تنهایید اما احساس امنیت می‌کنید. احساس می‌کنید اینجا را می‌شناسید. تک تک درختان، گل‌ها برای شما آشنا هستند و یک جایی این‌ها را دیده بودید.

شروع به راه رفتن کنید.

در باغ قدم بزنید. همین‌طور که در حال قدم زدن و لذت بردن از فضای زیبای باغ هستید، متوجه می‌شوید که چندین پروانه در حال دنبال کردن شما هستند.

پروانه‌های زیبا انگار شما را می‌شناسند. شما را بدرقه می‌کنند.

از این که پروانه‌ها در کنار شما هستند احساس خوبی دارید.

دیگر احساس تنهایی نمی‌کنید.

همین‌طور که قدم می‌زنید متوجه درختی می‌شوید که با بقیه درخت‌ها فرق دارد.

این درخت خشک شده است. هیچ برگی ندارد ولی بسیار تنومند و بزرگ است.

در کنار درخت علف‌های هرز روییده و تنه‌ی درخت را پوشانده است... این درخت، درخت اعتماد به‌نفس شماست. شما می‌توانید کمکش کنید... علف‌های هرز را از دور درخت بکنید... آروم آروم آن‌ها را از ریشه در بیاورید و اجازه دهید تا درخت اعتماد به‌نفس شما جان بگیرد.

این علف‌های هرز، گذشته شما هستند؛ افکار و اتفاقات مختلفی در گذشته افتاده و ذره ذره و آروم آروم درخت اعتماد به‌نفس شما را خشکانده است. این‌ها را رها کنید، از شرشان خلاص شوید و اجازه دهید درخت اعتماد به‌نفستان دوباره شکوفا شود.

حالا که آن‌ها را رها کرده‌اید باید درختتان را آبیاری کنید.

یک آبپاش پیدا کنید، به سمت جوی آب بروید و آن را پر کنید...

برگردید و درختتان را سیراب کنید و آروم کنار درخت بنشینید. به درخت زمان بدهید.

می‌توانید با چشمان خود ببینید که درختتان در حال جوانه زدن است. شاخ و برگش پر از برگ‌های سبز زیبا شده است. شما یک درخت قوی و تنومند دارید و حالا پر از برگ‌های سبز زیبا هستند.

پرندگان به سمت درخت شما می‌آیند و روی آن می‌نشینند.

صدای پرندگان را می‌شنوید و احساس خوبی دارید.

متوجه می‌شوید که درخت شما در حال شکوفه دادن است. درخت غرق شکوفه می‌شود. شکوفه‌های صورتی و سفید زیبا که برازنده این درخت است.

شما غرق در لذت، غرور، شادی هستید. به خودتان می‌بالید و از این که توانستید اعتماد به‌نفس خود را دوباره به دست آورید خوشحالید.

دیگر در این باغ کاری ندارید. می‌توانید آروم آروم به سمت در برگردید، در را ببندید و از آن خارج شوید.

فراموش نکنید که هر موقع احساس کردید درختتان نیاز به مراقبت دارد، به همین باغ برگردید و از آن مراقبت کنید.

حالا می‌توانید آروم آروم چشمانتان را باز کنید، یک نفس عمیق بکشید و اجازه دهید ذهن نیمه‌هوشیارتان کار خود را انجام دهد.

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش هفتم: شکرگزاری و قدردانی

قدردانی به شما توان چندبرابر می‌دهد تا سهم بیشتری از رضایت را تجربه کنید.

بیان جمله تشکرآمیز فقط بخش ظاهری قدردانیه.

قدردانی نشان دادن رضایت کامل قلبی از داشتن یک موهبت است و قبل از هر چیز بزرگترین موهبت خود شمایید.

قدردانی از خود، به شما اعتماد به نفس و احساس رضایت و شادی بی‌نظیری می‌دهد.

از خودتون قدردانی کنید برای حضورتون در هستی و قدردانی کنید بابت تمام دارایی‌های کوچکی که هر روز می‌تواند خوشحالتان کند و امیدی تازه برای فردا به شما بدهد.

لطفاً یک مکان ساکت و آروم، بدون مزاحمت پیدا کنید.

اگر حالت نشسته رو ترجیح می‌دید مطمئن باشید کمرتون در حالت راحتی قرار گرفته و فشاری روش نیست،

شونه‌هارو عقب بدید، گردن رو صاف کنید و دست‌هارو آروم روی پاهاتون قرار بدید.

اگه حالت خوابیده رو ترجیح می‌دید مطمئن بشید فشاری روی کمر و گردنتون نیست و اگر نیاز هست یک بالش زیر زانوتون بذارید.

هر موقع آماده بودید چشماتونو ببندید.

چند نفس عمیق بکشید و بدنتونو آروم کنید.

تنفس عمیق بعدی رو باهم انجام می‌دیم با ۴ شماره نفس عمیق و ۳ شماره حبس و ۴ شماره آروم بازدم انجام بدید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

یکبار دیگه مجدد تکرار کنید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴ حبس ۲ ۳ بازدم ۲ ۳ ۴.

اجازه بدید تنفستون به ریتم طبیعی خودش برگرده.

به تنفس و بالا و پایین رفتن سینه و شکمتون توجه کنید.

به هوای سردی که وارد بینی می‌شه،

بعد وارد شش‌هاتون می‌شه،

گرم می‌شه و از بینیتون خارج می‌شه.

اگه گرفتگی تو عضلات بدنتون احساس می‌کنید اونو رها کنید.

دندوناتونو به هم فشار ندید.

زبان رو از سقف دهان جدا کنید تا فکتون آزاد باشه.

گردن و سرشونه آروم و بدون گرفتگی باشه.

الان هیچ گرفتگی تو عضلات بدن شما نیست.

کل بدنتون تو حالت آروم و ریلکس قرار داره.

پاهای خود را تصور کنید.

آن‌ها را آروم و ریلکس کنید.

بابت داشتن پاهای سالم، از خودتان قدردانی کنید.

دستانتان را تصور کنید؛ اگر گرفتگی در دستانتان دارید، آن را رها کنید؛ اجازه دهید آروم کنار بدنتان قرار گیرد، کف دستان به سمت بالا باشد و بابت داشتن دست‌های قوی و سالم، قدردان باشید.

بابت داشتن صورتتان، تک‌تک اجزای صورتتان و ذهنی سالم، قدردان باشید.

حالا، کل بدنتان را تصور کنید.

بدن شما سالم و قوی است.

ایرادات کوچک در بدن همه ما وجود دارد؛ نقص‌های کوچک، درد... بخشی از زندگی همه ماست.

بنابراین، آن‌ها را فراموش کنید و بابت همه چیزهای زیبایی که دارید قدردان

باشید.

خودتان را وسط یک دریای آروم، در یک قایق بادبانی چوبی تصور کنید.

دریا آروم است و حرکت سریع ماهی‌های رنگارنگ را می‌توانید زیر سطح آب مشاهده کنید.

باد ملایم بین پره‌های بادبان‌های سفید در جریانه و شما از اینکه در طی مسیر هیچ مشکلی براتون پیش نمیاد، مطمئن هستید.

نسیم ملایم رو حس می‌کنید.

آفتاب به تمام سطح آب نور می‌پاشه.

تا چشم کار می‌کنه، آبی دریا تمام اطرافتان را پر کرده.

احساس امنیت می‌کنید و مطمئن هستید که هیچ مشکلی پیش نمیاد.

شما قدردان داشتن چنین آرامشی هستید.

به خاطر می‌آورید که بارها و بارها با همین قایق به سفر رفتید، در طوفان‌ها گرفتار شدید.

تلاش کردید تا قایق را به ساحل برسانید و لحظاتی بوده که هیچ امیدی برای رسیدن، نداشتید.

ولی شما از تمام این لحظات سربلند بیرون آمده‌اید، زندگی به شما بارها و بارها فرصت دوباره داده و شما برای هر روز جدید قدردان هستید.

آروم آروم چشمانتان را باز کنید.

یک بار دیگر به کل بدنتان توجه کنید و یک قدردانی دیگر از خودتان داشته باشید.

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش هشتم: تمرین افزایش‌ تمرکز

امروزه ما زندگی‌های شلوغ شهری رو پشت سر می‌ذاریم، با هزار و یک استرس و دغدغه‌ی روزمره، تمرکز و حضور ذهن، با هجوم هزار تا فکر و خیال می‌تونه خیلی سخت باشه.

هر چقدر آگاهی‌مون از هر فعالیت روزانه بالاتر بره، قدرت کنترل تمرکزمون هم بیشتر می‌شه.

مثلاً حین دوش گرفتن افکارمون هزارجا می‌ره و نمی‌تونیم از یک حمام ساده لذت ببریم.

در حالی که فکر کردن به تنفسمون، صدای آب، جریان اون روی بدنمان و تمرکز روی تک‌تک اعضا و موندن در لحظه حال، می‌تونه بهترین تمرین تمرکز باشه.

می‌تونید این تمرینو هنگام مسواک زدن، غذا خوردن، راه رفتن، رانندگی و در مراحل بعدی صحبت کردن و کار کردن توسعه بدید.

وقتی مدیتیشن می‌کنیم، ذهنو آموزش می‌دیم که به طور هم‌زمان از یک چیز آگاه باشه. اون هم لحظه حال است!

مدیتیشن به خودی خود، بهترین تمرین برای افزایش تمرکز است.

مهم‌ترین تکنیک برای افزایش تمرکز، توجه به تنفسه.

این مدیتیشن برای حالت نشسته طراحی شده.

لطفاً یک مکان ساکت و آرام و بدون هیچ مزاحمت پیدا کنید...روی صندلی یا زمین بنشینید..هرجور که راحت‌تر هستید.

شانه‌های خود را عقب بدهید و گردن را صاف کنید.

مطمئن شوید که کمرتان در حالت خوبی قرار گرفته است و چیزی شما را آزار نمی‌دهد.

هر زمان آماده بودید، چشمان خود را ببندید، برای شروع می‌خواهیم یک تمرین تنفس ساده انجام دهیم.

این تمرین باعث می‌شود که تمرکز شما بالاتر برود و یک حالت تعادل بین ذهن و تنفستان به وجود بیاید.

با انگشت شست سمت راست، سمت راست بینی‌تان را ببندید، از سمت چپ بینی یک نفس عمیق بکشید.

حالا با انگشت اشاره، سمت چپ بینی خود را بگیرید و سمت راست را رها کنید.

حالا هوا را از سمت راست بیرون بدهید.

یک نفس عمیق دیگر از سمت راست بکشید، با انگشت شست، سمت راست رو ببندید و از سمت چپ بازدم انجام دهید.

ممکن است دفعات اول این‌کار مشکل باشد ولی با تمرین و تکرار برایتان عادی می‌شود، یک بار دیگر، با انگشت شست راست، سمت راست بینی خود را ببندید، یک نفس عمیق از سمت چپ، حالا با انگشت اشاره، سمت چپ بینی خود را ببندید و بازدم از سمت راست.

همین الان، یک نفس عمیق دیگر از سمت راست.

بازدم از سمت چپ.

یک نفس دیگر از سمت چپ.

بازدم از سمت راست.

نفس عمیق از سمت راست.

بازدم از سمت چپ.

اجازه بدهید تنفستان به حالت عادی خودش برگردد.

دستان خود را ریلکس کنید...روی پایتان قرار دهید.

با ۴ شماره نفس عمیق بکشید...یک دو سه چ

هار.

نگهش دارید.

یک.

دو.

سه.

چهار.

و رها کنید.

یک دو سه چهار.

یک بار دیگر نفس عمیق یک دو سه چهار.

نگه دارید.

یک.

دو.

سه.

و رها کنید.

یک دو سه چهار.

اجازه دهید تنفستان به ریتم طبیعی خودش بازگردد.

تمرکزتان روی دم و بازدم باشه.

به هوای خنکی که توی بینیتون وارد می‌شه و هوای گرمی که ازش خارج می‌شه، توجه کنید.

به بالا و پایین رفتن سینه‌تون توجه کنید.

اگر گرفتگی در بدنتان احساس می‌کنید، اون را رها کنید.

بدنتان را ریلکس کنید.

دست‌ها، ریلکس و رها روی پاهایتان باشد.

گردن و شانه ریلکس باشد.

صورتتان را ریلکس کنید.

چشم‌ها.

گونه.

و پیشانی.

صاف و ریلکس باشند.

زبان را از سقف دهان جدا کنید و اجازه دهید فکتون آزاد باشد.

دندان‌هایتان را از هم جدا کنید و روی هم فشار ندهید.

و کل بدنتان را ریلکس کنید.

این مدیتیشن در حالت سکوت اجرا می‌شود بدون هیچ موسیقی...بنابراین، ممکن است حواستان پرت شود؛ این کاملاً طبیعی است.

من بیشتر سکوت می‌کنم.

اجازه دهید افکار وارد ذهنتان شوند؛ جلوی اون‌ها را نگیرید.

و فقط اون‌ها را مشاهده کنید.

تصور کنید که افکارتان مثل یک قطار بزرگ هستند.

هر فکری در یکی از واگن‌هاست و از جلوی چشم شما در حال رد شدن است.

شما اون‌ها را می‌بینید اما سوار این قطار نمی‌شوید.

شما وارد هیچ یک از این واگن‌ها نمی‌شوید و اجازه می‌دهید قطار راه خود را ادامه دهد.

فقط افکار را ببینید حس‌شون کنید و رهاشون کنید.

تمرکزتون رو بیارید روی تنفستون...دم...بازدم...دم....بازدم.

تمرکزتان را برگردانید به صدای من.

افکارتان را مشاهده کنید و شما با اون‌ها همراه نشوید.

اجازه دهید وارد ذهنتان شوند، خیلی کوتاه بمانند و بعد رهاشون کنید.

تمرکزتان را بیاورید روی صدای من.

افکاری که وارد ذهنتون شده رو بررسی کنید، بهشون توجه کنید و رهاشون کنید.

دیگر ما با این فکر کاری نداریم.

بهش فکر کردیم، حالا رهاش می‌کنیم.

آیا صدای محیط حواس شما رو پرت می‌کنه؟

صدای خیابون، صدای اتاق‌های دیگر خانه، طبیعت...اجازه دهید این صداها بیایند و بروند.

همراه‌شون نروید، اجازه ندهید ذهنتان را با خودش ببرد.

فقط مشاهدشون کنید.

و بعد رها کنید.

تمرکزتان را بیاورید به صدای من.

مجدد به افکاری که وارد ذهنتان شده، توجه کنید.

این‌بار ازتون می‌خوام اجازه ندهید افکارتان وارد ذهنتان شوند.

تمرکز فقط و فقط روی ریتم طبیعی تنفستان باشد.

تمرکزتان را بیاورید روی بدنتان.

به پاهایتان توجه کنید.

پاهایتان ریلکس و رها هستند.

به دستانتان توجه کنید.

سرشانه و گردنتان را تصور کنید و آن‌ها را آرام کنید.

صورتتون رو تصور کنید.

تمرکز خودتون رو روی صورتتون معطوف کنید.

چشم‌ها.

پیشونی.

گونه و دهان.

همه آروم و ریلکس.

سکوت و مشاهده‌ی افکار، بهترین تمرین برای افزایش تمرکزه.

شما می‌تونید این تمرین رو هر بار که نیاز بود، انجام بدید.

کافیه این مدیتیشن رو دوباره گوش بدید.

ممکنه برای دفعات اول، سکوت براتون سخت باشه اما تمرین و تکرار، باعث می‌شه ذهنتون قوی‌تر بشه. چشماتون رو باز کنید... محیط اطرافتون رو بررسی کنید و از امروز تمرینات تمرکز رو شروع کنید... موقع دوش گرفتن، راه رفتن، مسواک زدن، غذا خوردن و سایر چیزها.



🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش نهم: درک تنهایی

تنهایی برای همه ما واژه‌ی آشناییه... بارها اون رو به اشکال مختلف تجربه کردیم؛ چه به دلیل دور بودن از اجتماع یا شخصی مورد علاقه‌مون، چه به دلیل درک نشدن توسط دیگران یا فقدان توجه کافی، احساسی در وجود ما همراه با اندوه به وجود آمده که ما اسمش رو احساس تنهایی گذاشتیم.

ما امروز نمی‌خواهیم با تنهایی مقابله کنیم یا راه‌حلی بدیم که ازش خلاص بشیم، بلکه برعکس می‌خواهیم باهاش مواجه بشیم، در وجودمون ببینیمش و باهاش، بودن کنیم. تنهایی می‌تونه لذت‌بخش باشه، چون تو لحظات سکوت و تنهاییه که می‌تونیم ندای درونی‌مون رو بشنویم و از خلوت کردن با خودمون لذت ببریم.

انسان موجود اجتماعیه، از همون کودکی در خانواده متولد می‌شیم و زندگی‌مون درون خانواده معنی پیدا می‌کنه، یاد می‌گیریم چطور در اجتماع حاضر بشیم و با دیگران به بهترین شکل ارتباط برقرار کنیم.

کلی هم باید و نباید به‌مون دیکته می‌شه و بعد وارد اجتماع می‌شیم؛ به این دلایله که ما گاهی خیلی دیر یا شایدم هرگز یاد نمی‌گیریم با خودمون چطور ارتباط برقرار کنیم، از تنهایی‌مون لذت ببریم و از تنها بودن نترسیم.

ارتباط معنادار با طبیعت و خود واقعی می‌تونه احساس بده تنهایی رو به احساسی لذت‌بخش و متفاوت تبدیل کنه. اگر در یک شهر شلوغ زندگی می‌کنید، برای خودتون وقت بگذارید و زمانی رو به تنهایی در طبیعت بگذرونید. این مهمه که حتی شده کوتاه، تنها باشید و به صداهای اطراف گوش فرا بدید.

لطفاً یک مکان ساکت و آرام، بدون مزاحمت پیدا کنید.

اگر حالت نشسته رو ترجیح می‌دید، مطمئن باشید کمرتون در حالت راحتی قرار گرفته و فشاری روش نیست،

شونه‌ها رو بدید عقب، گردن رو صاف کنید و دست‌ها رو آروم روی پاهاتون قرار بدید.

اگه حالت خوابیده رو ترجیح می‌دید، مطمئن بشید فشاری روی کمر و گردنتون نیست و اگر نیاز هست، یک بالش زیر زانوتون بذارید.

هر موقع آماده بودید، چشماتون رو ببندید.

چند نفس عمیق بکشید و بدنتون رو آروم کنید.

تنفس عمیق بعدی رو باهم انجام می‌دیم، با ۴ شماره نفس عمیق و ۳ شماره حبس و ۴ شماره آروم بازدم انجام بدید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴، حبس ۲ ۳، بازدم ۲ ۳ ۴.

یکبار دیگه مجدد تکرار کنید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴، حبس ۲ ۳، بازدم ۲ ۳ ۴.

اجازه بدید تنفس‌تون به ریتم طبیعی خودش برگرده.

به تنفس و بالا و پایین رفتن سینه و شکمتون توجه کنید.

به هوای سردی که وارد بینی می‌شه، بعد وارد شش‌هاتون می‌شه، گرم می‌شه و از

 بینیتون خارج می‌شه.

اگه گرفتگی تو عضلات بدنتون احساس می‌کنید، اون رو رها کنید.

پاهاتون رو آروم کنید.

دست‌هاتون کنار بدنتون بگذارید، کف دست‌ها به سمت بالا و کاملاً ریلکس باشن.

پیشانی‌تون رو صاف کنید و تمام اجزای صورتتون رو آروم کنید.

دندوناتون رو به هم فشار ندید.

زبان رو از سقف دهان جدا کنید تا فک‌تون آزاد باشه.

گردن و سرشونه آروم و بدون گرفتگی باشه.

الان هیچ گرفتگی تو عضلات بدن شما نیست.

کل بدنتون تو حالت آروم و ریلکس قرار داره.

خودتون رو روی یک تپه سرسبز تصور کنید.

شما روی یک چمنزار بزرگ دراز کشیدید.

باد ملایم و خنکی می‌وزد و بوی چمنزار مرطوب رو استشمام می‌کنید.

صدای پرنده‌ها و جیرجیرک‌ها، در اطرافتون به وضوح شنیده می‌شه.

پروانه‌های زیبا اطرافتون رو پر کردند، حالا بلند شید و شروع به قدم زدن کنید.

از دور چند اسب زیبا رو می‌بینید که در این چمنزار در حال دویدن و بازی کردن هستند، گهگاه به سمت رودخانه می‌روند و آب می‌نوشند.

به سمت رودخانه بروید.

آب رود شفاف و زلال است.

می‌تونید ماهی‌های زیبا رو درون این رودخانه ببینید.

اطرافتون پر از گل‌های زیبا و درختان سرسبز است که با وزش باد به رقص درمی‌آیند.

شما اینجا تنها هستید ولی احساس تنهایی نمی‌کنید.

طبیعت با شما حرف می‌زنه.

شما خودتون رو جدای از طبیعت نمی‌بینید.

به وضوح درک می‌کنید که شما هم بخشی از این زیبایی وصف ناپذیرید.

شما تنها نیستید.

احساس تنهایی فقط زمانی به سراغ شما می‌آید که خودتون رو جدای از هستی بدونید.

شما بخشی از کائنات هستید و می‌تونید با هر چیزی در این جهان هستی، ارتباط برقرار کنید.

حالا در سکوت، به صدای طبیعت اطرافتون گوش بدید.

توجهتون رو بیارید به صدای من.

کم کم چشم‌هاتون رو باز کنید.

چند نفس عمیق بکشید.

فراموش نکنید ما تنها نیستیم و برای درک این موضوع، نیاز به حضور معنادار در طبیعت داریم.

برای خودتون وقت بگذارید.

زمان بیشتری را به تنهایی در طبیعت بگذرونید و لطفاً به ما در بهتر شدن کمک کنید.

تجربیاتتون رو از طریق نوشتن کامنت یا ارسال پیام در اینستاگرام در اختیار ما بگذارید.

از اینکه به دارما گوش می‌کنید و با معرفی اون، لحظات آرومتون رو با دیگران به اشتراک می‌گذارید، از شما ممنونیم.

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش دهم: رهایی از احساس پشیمانی

هر یک از ما روزانه با تصمیمات کوچیک و بزرگی مواجه می‌شیم و هر تصمیمی که می‌گیریم، خواسته یا ناخواسته بر زندگی خودمون و دیگران تأثیر می‌گذاره. همون‌طور که هر تصمیم والدینمون تأثیرات زیادی روی ما گذاشته و اثراتش پس از سال‌ها هنوز وجود داره.

این که ما چه تصمیمی گرفتیم و آیا اثرات این تصمیم خوب بوده یا بد، موضوع صحبت ما نیست، بلکه این موضوع که ما در اون لحظه فکر کردیم که کار درست رو داریم انجام می‌دیم، مهمه.

حتی اگر این تصمیم به فاجعه‌ای هم ختم شده باشه، نباید پشیمون باشیم و نباید خودمون رو سرزنش کنیم چرا که همه‌ی ما در لحظه‌ی تصمیم‌گیری سعی کردیم بهترین تصمیم رو بگیریم.

پشیمونی حسرتیه که قدرت تغییر گذشته رو نداره.

حتی برای تصمیماتی که نگرفتید یا خیلی دیر گرفتید، خودتون رو سرزنش نکنید. تصمیم نگرفتن هم خودش نوعی تصمیم در اون لحظه‌است.

همین موضوع رو برای دیگران هم در نظر بگیرید. والدین ما، خانواده، اطرافیان و جامعه‌ی بشری همه در لحظه‌ی تصمیم‌گیری سعی کردند بهترین تصمیم رو بگیرند. پس اون‌ها رو برای تصمیمات غلط‌شون سرزنش نکنید. اون‌ها رو ببخشید و این‌طور فکر کنید که شاید اگر شما هم در اون زمان و مکان جای اون‌ها بودید، شاید تصمیم مشابهی می‌گرفتید یا حتی بدتر.

به جای پشیمونی و سرزنش خودمون، می‌تونیم از هر تصمیم خودمون و دیگران درس بگیریم، رشد کنیم و در تصمیمات بعدی پارامتر‌های بیشتری رو لحاظ کنیم تا تصمیمات بهتری اتخاذ بشه.

لطفاً یک مکان ساکت و آرام، بدون مزاحمت پیدا کنید.

اگر حالت نشسته رو ترجیح می‌دید، مطمئن باشید کمرتون در حالت راحتی قرار گرفته و فشاری روش نیست،

شونه‌ها رو بدید عقب، گردن رو صاف کنید و دست‌ها رو آروم روی پاهاتون قرار بدید.

اگه حالت خوابیده رو ترجیح می‌دید، مطمئن بشید فشاری روی کمر و گردنتون نیست و اگر نیاز هست، یک بالش زیر زانوتون بذارید.

هر موقع آماده بودید، چشماتون رو ببندید.

چند نفس عمیق بکشید و بدنتون رو آروم کنید.

تنفس عمیق بعدی رو باهم انجام می‌دیم، با ۴ شماره نفس عمیق و ۳ شماره حبس و ۴ شماره آروم بازدم انجام بدید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴، حبس ۲ ۳، بازدم ۲ ۳ ۴.

یکبار دیگه مجدد تکرار کنید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴، حبس ۲ ۳، بازدم ۲ ۳ ۴.

اجازه بدید تنفستون به ریتم طبیعی خودش برگرده.

به تنفس و بالا و پایین رفتن سینه و شکمتون توجه کنید.

به هوای سردی که وارد بینی می‌شه، بعد وارد شش‌هاتون می‌شه، گ

رم می‌شه و از بینیتون خارج می‌شه.

اگه گرفتگی تو عضلات بدنتون احساس می‌کنید، اون رو رها کنید.

پاهاتون رو آروم کنید.

دست‌هاتون کنار بدنتون بگذارید، کف دست‌ها به سمت بالا و کاملاً ریلکس باشن.

پیشانی‌تون رو صاف کنید و تمام اجزای صورتتون رو آروم کنید.

دندوناتون رو به هم فشار ندید.

زبان رو از سقف دهان جدا کنید تا فک‌تون آزاد باشه.

گردن و سرشونه آروم و بدون گرفتگی باشه.

الان هیچ گرفتگی تو عضلات بدن شما نیست.

کل بدنتون تو حالت آروم و ریلکس قرار داره.

خودتون رو کنار دریاچه‌ی زیبایی تصور کنید، اطراف دریاچه با گیاهان سبز پوشیده شده، و آب اونقدر صاف و زلاله که دلتون می‌خواد واردش بشید.

نور خورشید هوا رو معتدل و مطبوع کرده،

احساس گرما یا سرما نمی‌کنید.

آروم آروم به سمت دریاچه حرکت کنید و واردش بشید، آب خنک بدنتون رو فرا می‌گیره. بدنتون در آب زلال و خنک دریاچه معلق می‌شه.

تصور کنید که تمام افکار منفی رو به آب می‌سپرید، ارتباطتون با گذشته رو رها می‌کنید. شما دیگه با گذشته‌ای که گذشته، هیچ ارتباطی ندارید.

احساس پشیمونی، خشم، نفرت و هرگونه احساس گناه رو به آب بسپرید و همه چیز رو رها کنید.

شما از همه چیز رها هستید.

یک نفس عمیق بکشید، و خیلی آروم اون رو رها کنید.

حالا اجازه بدید آرامش به وجودتون برگرده،

خودتون رو ببخشید، شما همیشه در هر لحظه از زندگی بهترین تصمیم رو گرفتید و حالا که این رو می‌دونید اصلاً پشیمون نیستید.

دیگران رو ببخشید بابت تصمیماتشون، اون‌ها رو درک کنید چون می‌دونید در اون لحظه تصمیمی که از نظرشون درست بوده رو گرفتن.

احساس می‌کنید آب دریاچه براتون گرم و گرمتر می‌شه، تمام افکار منفی و احساسات آزار دهنده رو به آب سپردید و احساس سبکی و آرامش می‌کنید.

حالا موقع اینه که از آب خارج بشید.

یک نفس عمیق بکشید و آروم چشماتون رو باز کنید.

فراموش نکنید که ما نمی‌تونیم تصمیماتی بگیریم که برای همه خوشایند باشه، ما از نتیجه‌ی تصمیماتمون آگاه نیستیم.

فقط سعی می‌کنیم کاری رو که از نظر خودمون درست‌تره انجام بدیم.

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش یازدهم: رویارویی با ترس

زندگی بر روی کره‌ی زمین از ابتدا برای انسان همیشه با ترس همراه بوده.

ترس از دست دادن داشته‌ها امری طبیعیه و در همه‌ی انسان‌ها و بسیاری دیگر از موجودات زنده مشترکه.

اما نحوه‌ی نگرش ما به این ترس‌ها می‌تونه به شدت اون رو تحت تأثیر قرار بده.

غلبه بر ترس همیشه با افزایش اعتماد به نفس همراهه. افرادی که با ترس‌هاشون مواجه می‌شن، به سرعت بر اون‌ها فایق می‌شن و نه تنها از ترس رهایی پیدا می‌کنن بلکه یک احساس پیروزی درونی براشون به ارمغان میاد.

افرادی که به دلایل گوناگون قادر به رویارویی با ترس‌هاشون نیستن، اضطراب و دلواپسی‌ای همیشگی رو به دوش می‌کشن، راه‌های چون انکار رو در پیش می‌گیرن یا دچار وسواس فکری می‌شن.

بخشی از ترس‌های ما از عدم قطعیت ناشی می‌شه. موندن در فضای ابهام و عدم قطعیت همیشه ترسناکه. همانند اتاق تاریکیه که هر چیزی رو می‌شه توش تصور کرد.

زندگی در ابهام و عدم قطعیت فقط مختص ما انسان‌ها نیست، بلکه تمام موجودات جهان در چنین عدم قطعیتی زندگی می‌کنن، هر لحظه اتفاقی خواهد افتاد که انتظارش رو ندارن.

ولی انسان تنها موجودیه که گاه‌گاه آنچنان غرق در خیال‌پردازی آینده می‌شه و برای خودش اضطراب ایجاد می‌کنه که زندگی حال رو رها می‌کنه.

انسان علاوه بر خیال‌پردازی به ابزار مقایسه هم مجهزه و هر لحظه خودش رو با دیگران مقایسه می‌کنه و نسبت به اون قضاوت می‌کنه که در امنیت هست یا خیر، و عدم قطعیت رو در مقایسه با انسان‌های دیگه می‌سنجه.

همین ویروس کورونا رو در نظر بگیرید، اگر وضعیت ما همین بود ولی در کشور‌های دیگه روزانه ۱۰ برابر‌ بیشتر از کشور‌ ما مرگ و‌ میر اتفاق می‌افتاد، قطعاً ما خیلی هم خوشحال بودیم.

یا اگر وضعیت معیشتی و اقتصادی ما همین بود و کل دنیا به جز کشور ما درگیر جنگ جهانی بودن، قطعاً ما خیلی هم راضی می‌بودیم.

امروزه با‌ گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی امکان‌مقایسه بسیار‌ زیاد‌ شده و این باعث‌ می‌شه ما بیشتر احساس ترس و عدم امنیت داشته باشیم.

این مدیتیشن کمک می‌کنه از ترس‌هامون فرار نکنیم و باهاشون نجنگیم، به وضعیت موجود آگاه باشیم ‌و اضطراب ناشی از ترسمون رو مشاهده کنیم. این مشاهده و آگاهی به طور مستقیم بر کاهش اضطراب ما تأثیر‌گذاره.

لطفاً یک مکان ساکت و آرام، بدون مزاحمت پیدا کنید.

اگر حالت نشسته رو ترجیح می‌دید، مطمئن باشید کمرتون در حالت راحتی قرار گرفته و فشاری روش نیست،

شونه‌ها رو بدید عقب، گردن رو صاف کنید و دست‌ها

 رو آروم روی پاهاتون قرار بدید.

اگه حالت خوابیده رو ترجیح می‌دید، مطمئن بشید فشاری روی کمر و گردنتون نیست و اگر نیاز هست، یک بالش زیر زانوتون بذارید.

هر موقع آماده بودید، چشماتون رو ببندید.

چند نفس عمیق بکشید و بدنتون رو آروم کنید.

تنفس عمیق بعدی رو باهم انجام می‌دیم، با ۴ شماره نفس عمیق و ۳ شماره حبس و ۴ شماره آروم بازدم انجام بدید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴، حبس ۲ ۳، بازدم ۲ ۳ ۴.

یکبار دیگه مجدد تکرار کنید.

نفس عمیق ۲ ۳ ۴، حبس ۲ ۳، بازدم ۲ ۳ ۴.

اجازه بدید تنفستون به ریتم طبیعی خودش برگرده.

به تنفس و بالا و پایین رفتن سینه و شکمتون توجه کنید.

به هوای سردی که وارد بینی می‌شه، بعد وارد شش‌هاتون می‌شه، گرم می‌شه و از بینیتون خارج می‌شه.

اگه گرفتگی تو عضلات بدنتون احساس می‌کنید، اون رو رها کنید.

پاهاتون رو آروم کنید.

دست‌هاتون کنار بدنتون بگذارید، کف دست‌ها به سمت بالا و کاملاً ریلکس باشن.

پیشانی‌تون رو صاف کنید و تمام اجزای صورتتون رو آروم کنید.

دندوناتون رو به هم فشار ندید.

زبان رو از سقف دهان جدا کنید تا فک‌تون آزاد باشه.

گردن و سرشونه آروم و بدون گرفتگی باشه.

الان هیچ گرفتگی تو عضلات بدن شما نیست.

کل بدنتون تو حالت آروم و ریلکس قرار داره.

خودتون رو در یک فضای تاریک تصور کنید،

اولین قدمی که برمی‌دارید، متوجه می‌شید که لباس کمی به تن دارید و پابرهنه هستید،

کف پاهاتون با سطح ناصاف سنگ‌های زیر پاتون برخورد می‌کنه،

دستاتون رو در تاریکی جلوی روتون می‌گیرید و کورکورانه سعی می‌کنید آهسته قدم بردارید،

با کشیدن دست‌هاتون به اطراف، انگشتاتون با دیواره‌ای سرد و مرطوب برخورد می‌کنه،

حدس می‌زنید در ورودی یک غار باشید،

چون پشت سرتون هم تاریکی مطلقه، تصمیم می‌گیرید به حرکت به سمت جلو ادامه بدید،

در تاریکی مطلق، آهسته‌آهسته قدم برمی‌دارید، ضربان بالای قلبتون رو به همراه محکم‌تر شدن ماهیچه‌های بدنتون رو حس می‌کنید، با اینکه می‌دونید در محیطی هستید که قراره با ترس‌های اصلی ذاتیتون مواجه بشید، اما این بار اومدید تا برای همیشه با خیلی‌هاشون کنار بیایید،

به حرکت ادامه بدید،

اضافه شدن آب روی سطح لغزنده‌ی زیر پاتون رو حس می‌کنید، کمی سردتونه و ممکنه هر لحظه‌ای زخمی بشید،

ولی ادامه می‌دید، اجازه می‌دید انگشتان دستتون با حرکت روی دیوار راه رو به شما نشون بدن،

همین‌طور که با ترس به مسیرتون ادامه می‌دید، به نظر میاد محیط غار در حال بزرگ‌تر شدن باشه، بیشتر پیش می‌رید و کم‌کم حس می‌کنید به تالار دایره‌واری وارد شدید که چکه کردن آب فرکانسش رو به هر سو می‌فرسته، تردید رو کنار می‌ذارید، به راهتون ادامه می‌دید،

کم‌کم مطمئن می‌شید که وجود شما قدرت مقابله با هر شرایطی رو داره، همین‌که کمی به خودتون مسلط می‌شید، رگه‌های نازک نور از دور پیدا می‌شن، شما جلو می‌رید، با سرعت بیشتر، و شکاف باریکی روی سقف می‌بینید که نور ازش وارد غار می‌شه، مطمئنید که شکاف به قدری که بتونید بدنتون رو ازش عبور بدید باز هست،

با دستانتون که هزار بار قوی‌تر از حالت عادی هستن، وزن بدنتون رو از روی سنگ‌های کوچیک و بزرگ دیواره به بالا می‌کشید، با اینکه خسته‌اید اما ایمان دارید به ترس‌هاتون غلبه کردید و قدرتتون رو در این لحظه بسیار دوست دارید،

سرتون رو از شکاف عبور می‌دید،

باغ گل بسیار زیبایی رو روی سطح زمین می‌بینید، آخرین توانتون رو هم جمع می‌کنید و بدنتون رو از بین شکاف بالا می‌کشید،

روی زمین که از سبزه فرش شده دراز می‌کشید و نفسی تازه می‌کنید،

بوی علف تازه رو استشمام می‌کنید، صدای پرنده‌ها رو می‌شنوید،

یک نفس عمیق بکشید و شش‌هاتون رو پر از هوای تازه کنید،

شما همیشه از پس هر مشکلی برمی‌آید، زندگی پر از اتفاقات مختلفه که شما رو به چالش می‌کشن،

این چالش‌ها باعث رشد و قوی‌تر شدن ما می‌شه،

 بنابراین ازشون نترسید و با آغوش باز ازشون استقبال کنید،

یک نفس عمیق بکشید و چشماتون رو باز کنید.

🧘مدیتیشن سمبولیک / بخش دوازدهم: کاهش استرس

این مدیتیشن رو می‌تونید با چشمان باز، حتی در بین فعالیت‌های روزانه و با استفاده از هدفون انجام بدید.

لطفاً حین رانندگی یا کار با وسایلی که به تمرکز شما احتیاج دارن، این مدیتیشن رو انجام ندید.

استرس یا اضطراب احساس ناخوشایندیه که همه‌ی ما اون رو بارها تجربه کردیم و به شدت علاقه داریم تا هرچه سریع‌تر اون رو کاهش بدیم.

اما آیا کاهش استرس به معنی سرکوب کردن اونه؟

قبل از اینکه بخوایم به هر روشی استرسمون رو سرکوب کنیم، باید به این فکر کنیم که دلیل به وجود اومدنش چیه.

آیا تا حالا به این فکر کردید که اصلاً اضطراب احساس اضافی و مضریه که باید با روش‌هایی مثل مصرف دارو مهار بشه، یا یک نیاز اساسی در وجود ماست و نیاز به مهار و سرکوب توسط دارو نداره؟

استرس یک احساس غریزیه که از قدیم با انسان‌ها و خیلی از موجودات زنده همراه بوده و به بقای اونا در مواجهه با شرایط بحرانی کمک کرده تا بتونن قوی‌تر، سریع‌تر و بهتر عمل کنند.

اما آیا در زندگی روزمره به این حجم از استرس برای حفظ بقا نیاز داریم؟

بحران‌های مالی، احساس عدم امنیت، آینده نامعلوم، حس تنهایی، و روابط انسانی باعث ایجاد استرس در وجودمون می‌شن و مهم‌ترین چیز اینه که بتونیم آگاهانه ساماندهی‌شون کنیم و با علم به اینکه این مسائل راه‌حل‌هایی دارن و خطر واقعاً جدی ما رو تهدید نمی‌کنه، به کم و کمتر شدنش کمک کنیم.

آیا یک امتحان ساده،

حرفی از سمت شریک زندگی، خانواده و یا دوستتون،

تشر یک مدیر یا مشکلی بین همکاران که با صحبت کردن قابل حل هست، خطر جدی محسوب می‌شن؟

آیا ممکنه باعث بشه آینده شما تغییر کنه یا جون شما در خطر باشه؟

بسیاری از مسائل روزمره که بارها باعث استرس شما می‌شن، خطر جدی برای شما محسوب نمی‌شن و شما می‌تونید مثل همیشه یک راه‌حل خوب براشون پیدا کنید.

مشکلات مالی، دلخوری‌ها و تنش‌های روابط انسانی، فراز و نشیب‌های کاری، همه و همه رو بارها بهشون غلبه کردید.

برای چیزی که به زودی فراموش می‌شه یا قابل حل شدن هست، به استرس احتیاجی ندارین.

واقعیت اینه که اگر قادر به حل مسئله هستید که خوب انجامش خواهید داد و راهش رو پیدا می‌کنید،

اگر حل مسئله از توان شما خارجه، پس کاری از دستتون بر‌نمیاد و دلیلی برای ادامه‌ی استرس وجود نداره، پس بهتره رهاش کنید.

بیاید از این به بعد هر باری که دچار اضطراب شدید، این تمرین رو انجام بدیم.

یک جای راحت بنشینید، چند نفس عمیق بکشید، بدنتون رو ریلکس کنید.

یکبار کل بدنتون رو در ذهنتون تجسم کنید و هر گر

فتگی در بدنتون احساس می‌کنید، رها کنید.

حالا سعی کنید که استرس رو احساسش کنید و ببینید کجای بدن شماست؟

آیا نفس‌هاتون تند‌تر شده و ضربان قلبتون بالا رفته؟

آیا استرس رو توی شکمتون یا سینتون حسش می‌کنید؟

آیا دستاتون می‌لرزه یا عرق می‌کنه؟

چند نفس عمیق بکشید و سعی کنید به نشانه‌های استرس توجه کنید.

به خودتون بگید خطری شما رو تهدید نمی‌کنه و شما به زودی به شرایط مسلط می‌شید.

تمرکزتون رو بیارید روی تنفستون و ده نفس عمیق بکشید:

۱

۲

۳

...

حالا مجدد نشانه‌های استرس رو توی بدنتون چک کنید.

با تمرین و تکرار می‌تونید خیلی سریع با همین روش ساده استرستون رو کاهش بدید.

حالا می‌تونید با استرس کمتر به ادامه‌ی کارهای روزانه بپردازید.

از اینکه با دارما همراه هستید، سپاسگزاریم.