🧘مدیتیشن هنگام درد

امروزه کارشناسان توصیه می‌کنند در مواقعی که دچار نوعی درد جسمی هستید، به مدیتیشن گوش دهید. در این اپیزود قصد دارم در مورد تجربه شخصی‌ام با شما صحبت کنم. من در 12 ساعت گذشته، میگرن داشتم. طبیعتاً زمانی که همراه با درد تمرین می‌کنید، تفاوت را احساس می‌کنید.

مدیتیشن کردن هنگامی که درد دارید می‌تواند شرایط بسیار خاصی باشد چرا که دفع کردن افکار را دشوارتر می‌کند.

مثلاً من می‌توانم بنشینم و به احساس دردی که خودم دارم فکر کنم. و بعد به این فکر بیفتم که «چرا مدام دچار میگرن می‌شوم؟» یا «اگر تومور مغزی داشته باشم چی؟ چه کار باید بکنم؟» این تفکری است که اگر جلوی آن را نگیریم، ما را به سمت رنج طولانی و بغرنج‌تری سوق می‌دهد که در 99 درصد مواقع کاملاً غیرواقعی است.

در صورتی که حقیقت این است که ما یا می‌توانیم کاری برای دردمان در زمان حال انجام دهیم و یا نه واقعاً کاری از دستمان ساخته نیست.

هر قدمی که در این راه برمی‌داریم به سادگی تجربه واقعی شما در لحظه را رقم می‌زند.

درصد زیادی از تفکرات ما در مورد تجربه درد در آن لحظات غیرواقعی، در حقیقت یک منبع غیرضروری برای اضطراب به شمار می‌آید.

بنابراین، اگر درد دارید، اول باید افکارتان را در مورد آن درد از تجربه خام خود درد جدا کنید.

ذهن آگاهی ابزاری است که در طول این دوره می‌توانیم آن را تمرین کنیم. بنابراین، ما را توانا می‌کند که به سادگی از آنچه که احساسش می‌کنیم مثل فشار، ضربان‌ها و تیر کشیدن‌ها آگاه شویم.

احساسات خام یا بکر مثل خود درد وجود دارند و احساس مقاومت در برابر آن‌ها هم وجود دارد.

شکی در این نیست که یک میل ذاتی هم در ما برای تغییر این تجربه‌ها وجود دارد.

ذهن آگاهی می‌تواند تلاشی باشد برای از بین بردن برخی از این احساسات، اما از بین بردن همه آن‌ها کار ذهن آگاهی نیست. شما باید به طور مداوم رابطه خودتان را با این احساسات شدید تنظیم کنید و بتوانید به سادگی هر چیزی را که در این لحظه ایجاد می‌شود، فقط احساسش کنید.

بنابراین، در چنین شرایطی فقط به روش معمول تمرین کنید و به این فکر کنید که در این موضوع خاص چقدر اثربخش خواهد بود.

اولین چیزی که در مورد درد می‌توان به آن توجه کرد، این است که یک موضوع عالی برای تمرکز است. بنابراین، توجه به آن آسان است و کار سختی نیست.

لطفا در حالت مدیتیشن قرار بگیرید.

لازم می‌دانم یادآوری کنم این مدیتیشن کاملاً بی‌حرکت و فقط در حالت نشسته انجام می‌شود.

چند نفس عمیق بکشید و ذهنتان را باز کنید و اجازه دهید به بدن و افکارتان احاطه داشته باشید.

هرموقع کاملاً آماده بودید چشم‌هایتان را ببندید.

ممکن است حواستان پرت شود و به فکر فروبرید. به خودتان زمان بدهید. به احساس خام دردتان توجه کنید. دقت کنید که این احساسات همیشه در حال تغییر هستند. طبیعتاً هیچ دو لحظه‌ای یکسان نیستند.

توجه کنید که این احساس درد که اغلب از نظر ما غیرقابل تحمل است تا حدودی متناقض است؛

به عنوان مثال دقیقاً درست در همان لحظه‌ای که ممکن است به آن فکر کنید، قبلاً درد آن لحظه را کشیده‌اید که در حال حاضر قادرید که به آن فکر کنید. در واقع، آنچه شما واقعاً به آن فکر می‌کنید، آینده است. شما نگران دردی هستید که در راه است. شما دوست دارید که در چنین لحظه‌ای، حسی که قبلاً تجربه کرده‌اید، تکرار نشود. درد در فضای باز آگاهی شما ظاهر می‌شود و آگاهی مقدم بر آن است.

درست بعد از احساس ناخوشایند درد سعی کنید استراحت کنید، حتی در شرایطی که فکر می‌کنید شدید و غیر قابل تحمل است.

مثلاً اگر همین الان حالت تهوع به من دست دهد، چطور قابل تشخیص و درک است؟ حتی بدون هیچ مفهوم واقعی، حالا واقعاً فکر می‌کنید منشأ این احساس دقیقاً کجاست؟ چیست؟

اگر در برابر این احساس ناخوشایند یعنی درد مقاومتی احساس می‌کنید، پس، یعنی به آن توجه کرده‌اید. این نکته خیلی ظریف است؛ چرا که عکس آن این است که اگر چیز خوشایندی را احساس می‌کنید، مثلاً یک حالت روانی خوشایند، توانسته‌اید به طور نامحسوسی آن را درک کنید و به آن توجه کنید.

ذهن آگاهی، یک آگاهی آینه‌مانند است؛ که به سادگی آنچه که در حال ظهور است را، ثبت می‌کند. شما مجبور نیستید آن را تغییر دهید و هر گونه مقاومت یا چنگ زدنی انجام دهید.

یک بار دیگر، نگرشی را که بر اساس آن به رویدادها توجه می‌کنید و بررسی کنید. حس ناخوشایند بعدی را طوری احساس کنید که انگار واقعاً برای اولین بار است که اتفاق می‌افتد. برای مثال، هیچ اثر به‌جا مانده‌ای از گذشته نباید وجود داشته باشد. این واقعیت که من می‌دانم که به مدت 12 ساعت سردرد داشته‌ام، نباید آگاهی من از این لحظه و احساس بعدی من را شکل دهد. پس من فقط به سردردم فکر می‌کنم.

انگار که فقط آگاهی و درک همین لحظه است که وجود دارد. اگر بتوانید این کار را انجام دهید، قطعاً متوجه حرف من خواهید شد.

اگر واقعاً بتوانید این نقطه تعادل را در مواجهه با احساسات ناخوشایندتان پیدا کنید (یعنی جایی که فقط شاهد آن هستید) آن موقع است که می‌توان گفت هیچ تفاوت واقعی بین این تجربه و تجربه‌های دیگر وجود ندارد.

به‌نوعی می‌شود گفت که، هوشیاری تحت‌تأثیر ویژگی‌های کیفی و متفاوت تجربه‌های ما قرار نمی‌گیرد. منظور من این نیست که مثلاً شما بدون بی‌حسی موضعی بروید و دندان‌هایتان را سوراخ کنید. ما نمی‌گوییم که هیچ دردی وجود ندارد که با روش‌های مراقبه تسکین پیدا نکند، نه! عقیده ما این است که در محدوده دردهای جسمانی معمولی قطعاً می‌توان به کمک مراقبه به آرامش رسید و دست از رنج کشیدن در موارد بی‌خودی کشید.

و صادقانه باید بگویم که حتی نمی‌دانیم این توانایی‌ها تا چه حد می‌توانند با طیف‌های وسیعی از دردهای فیزیکی سازگار باشند.