🧘مسیر / نرمال بودن

ما بدون اینکه به کلمه‌ی "نرمال" درست فکر کرده باشیم، روزانه از آن استفاده می‌کنیم و گاه نمی‌دانیم که دسته‌بندی انسان‌ها و هر چیزی به عادی و غیرعادی یا نرمال و غیرنرمال با طبیعی و غیرطبیعی چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد.

کسانی که از ریاضی دبیرستان یا دانشگاه چیزی به خاطر دارند، با شکل توزیع نرمال آشنایی دارند که شبیه یک زنگوله است. اگر تا حالا اسمش را نشنیده‌اید یا یادتان رفته است، اپیزود را متوقف کنید و یک جستجو بکنید و شکلش را ببینید چون به آن نیاز داریم.

بیشتر چیزها در طبیعت از توزیع نرمال پیروی می‌کنند. مثل اندازه و شکل درخت‌ها.

این نمودار به ما می‌گوید بیشتر اعضای جامعه در میانه و کمترین‌شان در دو سر طیف قرار می‌گیرند که ما اسمش را اکثریت و اقلیت می‌گذاریم. هر جامعه‌ی نرمالی دارای اکثریت و اقلیت است و اگر در جامعه‌ای همه اعضا در یک موضوع یک شکل باشند، دیگر نرمال نخواهد بود. در یک جنگل بیشتر درخت‌ها در یک رنج اندازه هستند و تعداد کمتری خیلی بلند یا خیلی کوتاه هستند. این موضوع در مورد قد انسان‌ها هم در یک جامعه صدق می‌کند. نرمال بودن یک جامعه ترکیبی از قد متوسط اکثریت و قد خیلی کوتاه و خیلی بلند اقلیت است.

اینکه شما مثل اکثریت جامعه لباس بپوشید، حرف بزنید، رفتار کنید، فکر کنید و عمل کنید دلیلی بر نرمال بودن شما نیست، شما فقط جزوی از اکثریت هستید. اگر گروهی از انسان‌ها به طور متفاوتی لباس می‌پوشند، نظام فکری و اخلاقی و ارزشی متفاوتی دارند، گرایش جنسی متفاوتی دارند، آن‌ها با شما متفاوت هستند و دلیلی بر این نیست که نرمال یا طبیعی نباشند.

هر عقیده، نظام فکری و ارزشی به خودی خود طبیعی است و ارزش وجود داشتن دارد. هر چیزی که در جهان هستی وجود دارد باید وجود داشته باشد. چه کسی می‌تواند به چیزی که هست بگوید تو نباید هست باشی؟ به این خوب فکر کنید.

دفعه‌ی بعد که تصمیم گرفتید شخصی یا چیزی را با کلمه‌ی غیرنرمال برچسب بزنید، به این موضوع فکر کنید.

از همراهی شما با دارما سپاسگزارم.