🧘ذهن آگاهی به روش بدون سَر / چهره‌ی واقعی - خود واقعی

در این بخش هم مجدداً نیاز به آینه یا دوربین گوشی داریم.

لطفاً آینه یا گوشی‌تان را مقابل خودتان بگیرید و تصویر خودتان را داخل ببینید.

تصویری که آنجا در آینه می‌بینید چهره‌ی شماست. چیزی که در این طرف آینه است واقعیت شماست، یک فضای بدون چهره و بدون مرز.

به احساس و افکاری که نسبت به ظاهر و چهره‌تان دارید توجه کنید.

آیا خودتان را قضاوت می‌کنید؟

به هر فکری که وارد ذهنتان می‌شود یا احساسی که نسبت به چهره‌تان تجربه می‌کنید آگاه باشید.

حالا به جایی که این افکار و احساسات هستند توجه کنید.

تجربه‌ی من این است، من هیچ‌چیزی در سمت خودم پیدا نمی‌کنم.

افکار‌ و احساسات من نسبت به چهره‌ام به همراه چهره‌ی‌ من درون وجه بصری من هستند، درون محتوای آگاهی من. و من از فضای بدون چهره و بدون ذهن به آن‌ها نگاه می‌کنم.

تجربه‌ی شما چیست؟

آیا به نظرتان درست نیست که بگویم، هر قضاوتی که راجع‌به چهره‌تان دارید، آنجاست و به چهره‌ی شما تعلق دارد نه به چیزی که واقعاً هستید. حداقل من که در فضای آگاهی‌ام در این طرف آینه چیزی احساس نمی‌کنم، هرچیزی هست آنجاست.

به نگاه کردن به چهره‌تان درون آینه ادامه دهید.

افکار و احساسات شما تغییر می‌کنند.

قضاوت‌های شما تغییر می‌کنند.

توجه کنید که تمام این تغییرات آنجا اتفاق می‌افتند، درون محتوای وجه بصری آگاهی‌تان، در اینجا، یعنی فضایی که از آن به بیرون نگاه می‌کنید هیچ قضاوتی وجود ندارد.

اینجا یک فضای تغییرناپذیر بدور از هرگونه قضاوت است.

افکار و احساسات می‌آیند و می‌روند و در فضای آگاهی شما ظاهر می‌شوند.

آن‌ها درون شما به وجود می‌آیند، ولی شما را تعریف نمی‌کنند یا تغییر نمی‌دهند.

می‌توانید آینه یا گوشی‌تان را پایین آورید.

وقتی به آینه نگاه می‌کنیم، دوست داریم همیشه زیباترین و بی‌نقص‌ترین تصویر را در آینه ببینیم. البته بعضی وقت‌ها چنین احساسی به ما دست می‌دهد ولی بیشتر وقت‌ها اتفاق نمی‌افتد، همیشه نقص‌هایی وجود دارد، ما چهره و ظاهرمان را با دیگران و حتی چهره‌مان در گذشته مقایسه می‌کنیم و حس می‌کنیم به اندازه‌ی کافی خوب نیستیم، و این باعث ناامیدی، غم، اضطراب و ترسمان می‌شود.

ما معتقدیم «آینه همیشه واقعیت را نشان می‌دهد»

من برای چهره‌ای که آینه به من نشان می‌دهد و من تحت تأثیرش قرار می‌گیرم کاری از دستم برنمی‌آید.

ولی الان متوجه شده‌ام که گویا حرف آینه را درست متوجه نشده‌ام.

آینه به من نمی‌گوید که من چه شکلی‌ام، آن دارد چیز دیگری می

‌گوید.

به من می‌گوید چهره‌ی‌ من کجاست و در چه فاصله‌ای این شکلی است!

خود واقعی من همیشه آن فضای زیبا و بی‌نقص و بدون تغییر است که در این طرف آینه قرار گرفته.

من نمی‌توانم جلوی قضاوت ذهنم را هر باری که درون آینه نگاه می‌کنم یا عکس خودم را توی گوشی‌ام می‌بینم بگیرم ولی می‌توانم به خودم یادآور شوم که این فقط یک تصویر از من از این فاصله است و خود واقعی من یک زیبایی همیشگی بدون قضاوت و بدون نقص است.

چشم‌هایتان را ببندید.

چند نفس عمیق بکشید.

حالا فضای آگاهی بدون نقص و بدون تغییری که هستید را احساس کنید.

فضایی که فارغ از هرگونه برچسب زشت و زیبا است.

واضح است که افکار و احساسات وارد این فضا می‌شوند.

مثل تصاویری که می‌بینید.

ولی‌ واقعیت شما نه با این افکار تغییر می‌کند نه با تصاویر وجه بصری‌تان.

هرموقع آماده بودید چشم‌هایتان را باز کنید یا چشم‌هایتان را بسته نگه دارید و از احساس خوب فضا بودن لذت ببرید.