تعلق از چیزای ساده شروع میشه. از آدمایی که حضورشون برامون عادی شده، از خونهای که توش نفس کشیدیم، از وسایلی که سالها کنارمون بودن، از شهری که مسیراشو بلد بودیم، از رابطههایی که روزهامون رو شکل دادن، و حتی از تصویر شیرینی از آینده که هنوز نرسیده بود، اما توی ذهنمون جایی برای خودش داشت.
ذهن برای همه اینا جا باز میکنه. کم کم. بیصدا. اونقدر آروم که متوجهش نمیشیم. بعد یه روز میبینیم بخشی از جهان بیرونی تغییر کرده، اما درون ما هنوز همون نقشه قدیمی روشنه. هنوز همون خونه، همون صداها، همون آدما، همون خیابونا، همون آینده، توی بخشی از ذهن حضور داره.
جنگ همین انسجام رو زخمی میکنه. فقط دیوارها و ساختمونها رو تغییر نمیده. رابطه ما با آینده رو هم تغییر میده. رابطه ما با امنیت، با خونه، با شهر، با بدن، با خواب، با صداهای ناگهانی، با روزهای معمولی زندگی.
برای همین سوگ فقط اندوه از دست دادن نیست. سوگ فرصتیه برای اینکه ذهن، جهان درونی خودش رو دوباره بسازه. جای خالی چیزهایی رو که رفتن پیدا کنه.
جایی بشینید که بدنتون احساس ثبات بیشتری داشته باشه.
کف پاها روی زمین. دستها رها. شونهها کمی پایینتر. فک نرمتر.
یک نفس آروم بکشید.
دم رو آروم وارد بدن کنید.
بازدم رو طولانیتر بیرون بدید.
دوباره
دم آروم.
بازدم طولانیتر.
با هر بازدم، اجازه بدید بدنتون کمی از حالت گرفته رها بشه .
حالا توجهتون رو بیارید به چیزی که جنگ در جهان درونی شما تغییر داده.
عزیزانمون.
تصویری از آینده.
حس امنیت.
رابطه با خونه
رابطه با شهر.
یا برنامهای که داشتید.
یا حتی یه نسخه از خودتون که قبل از این اتفاقها سادهتر نفس میکشید.
ببینید این تغییر کجای بدن خودش رو نشون میده.
توی گلو.
درون سینه.
درون شکمتون.
روی شونهها.
در فک.
در نفس.
همون جا چند لحظه بمونید و بازدم رو کمی طولانیتر کنید.
دم با چهار شماره
دو
سه
چهار
بازدم با ۷ شماره
دو
سه
چهار
پنج
شش
هفت
این کار رو چند بار دیگه تکرار کنید.
حالا اگر میتونید، یه کاغذ و قلم بردارید.
روی کاغذ به این سوال جواب بدید که دلتون برای چه چیزهایی تنگ شده؟
حالا بنوسید که جنگ چه چیزهایی رو درون شما تغییر داده؟
و در نهایت بنویسید که اون چیزایی که میتونید آروم آروم درون خوتون بازسازی کنید چیا هستن؟
بعد نوشتن، چند دقیقه فقط ساکت بمونید.
به صدای اطرافتون گوش بدید.
به نفسهاتون.
به وزن بدنتون روی زمین یا صندلی.
به نوری که وارد اتاق میشه.
ذهن هم مثل بدن،بعداززخم،راهی برای ترمیم پیدامیکنه. گذشته پاک نمیشه. جای خالی هم همیشه ناپدید نمیشه. اماکم کم،کنارهمونجای خالی،لایهای تازه شکل میگیره.